پر طاووس قشنگ است،به کرکس ندهند...
_ سلام؛
سهمیه دیدار با رهبری اعلام شده است،کسانی که تمایل دارند در این ضیافت شرکت داشته باشند،تا لحظاتی دیگر اعلام آمادگی کنند ...دیدار 31 مرداد
قلبم می زد،دیدار با رهبری؟!من؟!سهمیه؟!
_ آمادگی دارم.
چند روز بعد..
_ سهمیه دانشگاه ما یک نفره. ما قرعه کشی کردیم.سه بار هم قرعه کشی کردیم.قسمت شما بود،اسم شما افتاد.چیکار می کنید؟ تاقبل از اذان اطلاع بدید باید اسم و مشخصات رو بدیم اتحادیه.
_ یک نفر؟!!! اونوقت یعنی مسئولیت رفت وآمد باخودمه دیگه؟!
_ بله دیگه...
_ باخانواده مشورت می کنم ،اطلاع می دم.
دیدار با رهبری؟!من؟!قرعه کشی؟!سه بار؟!قسمت؟!
یعنی منو می برن؟!بابا؟! داداش؟!...خدایا..! قلبم!
...
یکشنبه 31 مرداد
سرم را کج کرده ام روی شانه،زل زده ام به صفحه ی تلوزیون،حضرت آقادر یکی از شیرین ترین و مطلوب ترین جلسات،برای جوانان سخن می گوید:
«.. تهذیب نفس و حفظ پاكی و زلالی دل در دوران جوانی بسیار آسانتر از دوران میان سالی و كهنسالی است...»
یک قطره از چشمم روی گونه سر می خورد و می رود توی گوشم غرق می شود...
دیدار با رهبری؟!من..؟!

دیگران گــر به تماشای وصال تو خوشـــند
ماشب و روز به یک وعده ی دیدار خوشیم...