چرک نویس

چرک نوشته های یک پابرهنه..

سنگ ریزه ای بدون دست و پا می دود

باد می دود 
 بهار می دود 

 رود بی قرار می دود -- ابر می دود -- درخت می دود .. 

کوه استوار می دود -- هرچه ساده هرچه سخت می دود ..

 کرم خاکی از میان خاک -- بی صدا می دود 

 پیچکی شکسته با عصا -- می دود 

سنگریزه ای بدون دست و پا -- می دود 

می دود ولی چرا ؟ می دود ولی به مقصد کجا ؟

غنچه های نوجوان -- درخت های پیر 

آسمان سرفراز و خاک سربه زیر
روزهای زود و سالهای دیر
 هرچه بود و هرچه می شود -- هرچه رفت و هرچه می رود 

 می دود به سمت پس کجاست؟ کو؟ 

می دود به پای جستجو
می دود به های و می دود به هو
می دود فقط به سوی او...


          عرفان نظر آهاری

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 19:15  توسط تیساپه