سنگ ریزه ای بدون دست و پا می دود
باد می دود
بهار می دود
روزهای زود و سالهای دیر
هرچه بود و هرچه می شود -- هرچه رفت و هرچه می رود
می دود به های و می دود به هو
می دود فقط به سوی او...
بهار می دود
رود بی قرار می دود -- ابر می دود -- درخت می دود ..
کوه استوار می دود -- هرچه ساده هرچه سخت می دود ..
پیچکی شکسته با عصا -- می دود
سنگریزه ای بدون دست و پا -- می دود
می دود ولی چرا ؟ می دود ولی به مقصد کجا ؟
غنچه های نوجوان -- درخت های پیر
روزهای زود و سالهای دیر
هرچه بود و هرچه می شود -- هرچه رفت و هرچه می رود
می دود به سمت پس کجاست؟ کو؟
می دود به های و می دود به هو
می دود فقط به سوی او...
عرفان نظر آهاری
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 19:15  توسط تیساپه