کمتر از طبیعت نباشیم!
یاد نمازهایم میفتم، نمازهایی که اگر جلوی گوسفند بگذارمشان، حیوان بیچاره رم میکند!یاد تمام ثوابهایی که بی استثنا یک گوشه و اغلب تمام گوشه هایشان پودر شده و بوی کباب می دهند! و چقدر این جمله آرامم میکند که "خدا از پدر و مادر به شماها مهربانتر است، اگر بفهمید!" و خوبتر که نگاه میکنم می بینم اصلا خدا غیر از مناسبتهای مختلف اعم از اعیاد و ایام مبارک و شبهای قدر که عاشقانه ندای: «ادعونی استجب لکم» سر میدهد، تا همه بخواهند و او عطا کند، جدای از اینها، این وعده گاه بهار هرساله را با تمام حکمتهایی که در رویش ها و گشایش هایش وجود دارد، گذاشته برای ماهایی که این فرصت خواندنش با «حول حالنا» را غنیمت شمریم، تا مصداقِ بارزی باشد برای «يبدل الله سيئاتهم حسنات»..
لحظه ی تحویل سال، از خدا خواستم که این اسکناس های بی گوشه ی درحالِ پودر شدنِ گریس مالی شده ی بی ارزشِ حالِ ما را با آن درشت های قیمتیِ اتو کشیده ی باارزش، تعویض کند، هرچند که خدا خوب میداند بمحض گرفتنشان، مرموزانه فرار میکنم.. اما او خداست، نه بازرگان..
*ایام پیش رو تسلیت.