چرک نویس

چرک نوشته های یک پابرهنه..

کلُ شیءٍ خاضعٌ لَه..

احمدی نژادی ها میگویند،حقتان است، وقتی با محمود اینکار را کردید، خدا یک گردن کلفت را گذاشت توی کاسه تان!حقتان است!

قالیبافی ها میگویند، حقتان است،وقتی به شما گفتیم و گوش نکردید،اینقدر که احمقید!اینقدر که عاری از هرگونه شعور و بصیرت انقلابی هستید. اینقدر که همه تان سلیمان بن صرد خزاعی هستید و قالیباف مختار بود و شما نفهمیدید و اینقدر نفهمید!اینقدر کله شقید! (لحنِ کلام بیشتر مورد نظر است) و اصلا به روی خودشان هم نمی آورند که آن قسمت از آراء خاکستری قالیباف که رویش حساب کرده بودند،چطور شد که رفت در سبد آراء روحانی! این همان اشتباهی بود که قالیباف با آمدن هاشمی به او تاخت و با رد شدنش از او تشکر کرد و گمان کرد آراء رفته بر گشته..مناظره و گاز انبری که بماند..(به جان خودم مخاطب خاص ندارد این پاراگراف!ر:)

ولایتی ها سکوت را ترجیح میدهند.

جلیلی ها میگویند ما آموخته ایم که اصلح را انتخاب کنیم،حتی اگر 72 تن باشیم.تحمل این دوستان البته سخت می آید، اما از کنار آنها که میگویند چرا قالیباف به نفع جلیلی کنار نکشید؛فقط باید لبخندی زد و رد شد!ب همین سادگی!بعضا میگویندحقتان است، پس علامه مصباح یک چیزی میدانست که آسمان و زمین و فلان.یادآور میشوم که هر خطایی گناه نیست، اما اصرار بر هر خطایی قطعا گناه است.(منظور مصادره کردن گفتمان و مکتب است.)

دوستان عزیز من،همراهانِ بزرگوار من، مشکل ما از همان روزی آغاز شد که وقتی احمدی نژاد خبطی کرد، او را بالگد انداختیم بیرون!هرچه آقا تاکید کردند اصل و فرع را تشخیص بدهید،به روی مبارک نیاوردیم! آنقدر با وز وز نقدهای بیجا و تحریک زا دورِ سر این مردِ لجبازِ بالقوه پرسه زدیم تا بالاخره آن روی بالفعلش را نمایان کرد.مَثَل آن روزهای ما، مثلِ همین چند روز قبل ماست ک باوجود تاکید رهبری بر اول بودن اولویت مسئله اقتصادی، کاتولیک تر از پاپ شدیم و گفتیم کسی هست که نداند و نفهمد ک سیاست خارجه در اولویت است؟!بین این دو مثل، تفاوتِ چندانی نیست از دید من! و البته شخصا معتقدم همه ی آنهایی که به موج احمدی نژاد هراسی و ضد دولت دامن زدند، در تشویش اذهان عمومی برای فرار به یک "گفتمان دیگر، سیاست دیگر،تدابیر دیگر،" کم مقصر نیستند!

مشکل ما از زمانی  آغاز شد که "اصل استیضاح از اول کار غلطی بود!" اما مشکل تر زمانی بود که وقتی احمدی نژاد مرتکب خلافِ شرع و قانون شد، باز هم بودند کسانی که توجیهش کنند،حمایتش کنند.

مشکل ما حتی از قبل احمدی نژاد، از وقتی شروع شد که قالیباف را ضد ولایت فقیه خواندیم، ساکت فتنه خطاب کردیم، و این روزها منفعت طلب خواندیم، فاسد خواندیم،باند باز خواندیم،بدلِ هاشمی خواندیم.جبهه ی خودی و گفتمان را آنقدر تنگ کردیم که بعضا با بعضی قواعد و اصول ساختگی پیش وجدان خودمان،خودمان هم در این دایره جا نمی شدیم! اوایل تبلیغات ریاست جمهوری وقتی می شنیدیم فلانی قالیبافی ست،کأنه شنیده باشیم فلانی تاالان نفوذیِ اف بی آی در بین ما جماعتِ انقلابی! بوده!همه ی تاییدات رهبری بر قالیباف را، اقتضای زمان و جایگاه و فلان و بهمان خواندیم و حضور و ماندن جلیلی در بیت رهبری را تاییدات قلبیِ رهبری! رجا جان؛مخصوصا با شما هستم!

احمقانه ترین غفلت ما زمانی بود که با همه ی تاکیدات رهبری مبنی بر بی نظر بودن بر کسی، نماینده ی رهبری بودنِ جلیلی در انتخابات را القا کردیم. باز به شرف بعضی ها که امام نبود و خود را به امام نسبت می دادند.

دولتی که حالا به هر دلیل و دلایلی، امتحانات مهمش را بخوبی پس نداد، هی ناسزا گفتیم،هی سیاه نمایی کردیم،هی همه چیز را زیر سوال بردیم و انکار کردیم و ندیده گرفتیم، هی در دل خواص و عوام هراس و رعب انداخیتم که این دولت و گزینه هایش خطرناک ترین ابناء، از بنی آدمند! گفتیم اگر تایید صلاحیت شدند فلان میکند، تا روز انتخابات بهمان میکند، افشاگری میکند، خلاصه مسئولیت فتنه ی آینده را سپردیم به دست دوستان منحرف! بعد که جلیلی آمد به هر در و دیواری زدیم که جلیلی گزینه دولت است،اصلا دولت برای همین ساکت است، جلیلی احمدی نژاد دوم است.گفتمان گفتمان گفتنش هم کشک است، اصلا مشی او مشی انقلابی نیست! بعد که جلیلی رأی نیاورد گفتیم خاک بر سرش که گفتمان انقلاب را نابود کرد، خاک بر سرش که اینقدر بی تقوا بود، خاک بر سرش که آبروی همه ما را برد.

مشکل ما این بود که مردمِ زمان خودمان را نشناختیم؛ و یا بهتر است بگویم فراموش کردیم!

اینگونه به شما بگویم، مشکلات ما از زمانی آغاز شد که:

هرچه دلمان خواست به هرکسی که مثل ما فکر نمی کرد، گفتیم!

زمانی که فحاشی به علما قبحش ریخته شد، به جوادی آملی ناسزا گفتیم، آیت الله مکارم را مکّارم خطاب کردیم،مصباح را به تاریخ حواله کردیم!

زمانی که پایدارای نه تنها یک اشتباه را نپذیرفت،که حتی به یک نقد، تنها به یک نقد هم پاسخگو نبود!از هرکسی پرونده ای داشت کأنه مستقیم از بایگانیِ عرشِ الهی استعلام شده! من،پایداری را، که قرار بود به تربیت عقلانی بدنه ی مسئولین و جامعه بپردازد، اما با این بازیهای نسنجیده ی سیاسی اش، مربیانِ اسلامی را زیر سوالِ افکار عمومی برد، هرگز نخواهم بخشید،مگر به شرط اصلاح!

از همان روزهای اول که اختلاف سلیقه هایمان، راه های ما را از هم جدا کرد، رفاقت هایمان را مرزبندی کرد،سعه صدرمان را نابود کرد، از همان روزها باید شاهد چنین روزی می بودیم. ظاهرا این از آسیبهای دولت احمدی نژاد محسوب میشود، که زیادی آزاد بودن انتقادات،همچین به نفع نظام نیست!به بیانی نشان دادیم که عرضه ی آزادی بیان را نداریم! «اگر بصیرت نداشته باشید،دوست را نشناسید،دشمن را نشناسید،یك وقت مى‌بینیدآتش توپخانه‌ى تبلیغات شماو گفت و شنود شماو عمل شمابه طرف قسمتى است كه آنجا دوستان مجتمعند، نه دشمنان.» لحن نوشته ی داخل گیومه گویاست که جمله از کیست!  ۱۳۸۸/۰۵/۰۵

خلاصه ی کلام؛ همان هایی که امروز به حق بودنشان ایمان دارند و بر دوستانِ ناحقشان حمله می برند و یا دفاع و توجیه تهاجمی میکنند و از حلقه ی رفاقت، قلع وقمع می کنند، یادشان باشد فقط این خط ها و مرزبندی ها را مستحکم تر می کنند.همه ی ما ادعای ولایتی را داریم که در بدترین شرایط تاکید به جذب حداکثری دارد.سوال من از دوستان این است، این کار شما به نفع چه کسی ست؟!همین!

ای وای در این دار فنا خستگی ما/ چیزی نبود جز غم دلبستگی ما/ ما جمله اسیرانِ من و مایی خویشیم/اینجاست همان علت صددستگی ما

*باتمام توان، از حداقل یک ماه پیش سعی کردم مرحله به مرحله روز به روز خط به خط انتخابات را و انتخاباتی ها را و شرایط را رصد کنم؛ تا آخرین روز انتخابات امیدوار به اجماع بودم،خیلی هم امیدوار،نهایتا با توجه به آنچه که از افراد و حامیان و شرایط، میدیدم و تشخیص دادم و دریافت کردم، به این نتیجه رسیدم که به دکتر جلیلی رأی بدهم که مرحله دوم انتخابات بین دو اصولگرا باشد. که بعد از آن نتیجه هر چه که بود، برایم پیروزی بود. کسی هست که به تشخیص من توهین کند؟ کسی هست که بخواهد با تحقیر و مقابله به مثل من را متقاعد کند که در تشخیصم کوتاهی کرده ام؟ نه، میخواهم بدانم کسی هست؟! فضای انتخابات این دوره، خیلی تار بود، خیلی..ولی من مطمئن بودم که حتی اگر تشخیصم غلط هم از آب دربیاید، باز سرافرازم. چرا که به زعم خودم انجام وظیفه کردم و حقا و قلبا نتیجه را به خدا واگذار کردم و امروز آرامتر از همیشه ام و از خوشحالیِ رهبرم،خوشحال. و حرفهای ..

*اگر به شماآسیبی رسید،گروه مقابل شما هم چنین آسیبی دیده بودند.ما این روزهای پیروزی و شکست را بین مردم میگردانیم،تاآنانکه ایمان آورده اند بر خداآشکار شوند و از میانشان شاهدانی برگزیده شوند.

سوره ال عمران-آیه140

*کمربندهایتان را ببندید که هیچ چیز تغییر نکرده است، امروز خدا اینگونه خواسته و دیروز خدا آنگونه خواسته بود. و فردا انشالله روز پیروزیِ جنود حق خواهد بود و خواست خدا هرچه هست ما خاضعیم.

امام خمینی-پیام قطعنامه 598

*حرفهای بعدی باشد برای بعد!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۲ساعت 17:55  توسط تیساپه  |