.. مَنْ يُحْيِي الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيمٌ؟
بسم الله
از تیرماه ۸۸
تا آبان ماه ۹۲
۴ سال وبلاگ می نوشتم و بیشتر میخواندم.
چقدر دلم برای صفای وبلاگ خوانی و وبلاگنویسی تنگ شده..
از ۹۲ تا ۱۴۰۰ به انواع و اقسام شبکه های اجتماعی آلوده شدم. یک مصرف کننده ی تام. مصرف کننده ی بی پرهیز و مراعات. یک اجیر شده ی بی جیر و مواجبِ توسری خور.
وبلاگ نویسی و بلاگخوانی، برای من یک مرکب از مراکب سلوک شخصیتی بود.
صبر، سکوت، آرامش، تمرکز، عمق، انتظار ، حریم و گاهی حباب های هیجان که بحمدلله زود می مُـرد. و عطر ممتد خیالِ ناب که تا نوشتن مطلب بعدی، می ماند.
کاش این سنت حسنه احیا می شد.
کاش بهانه ای من را برمیگرداند، که اینجا حدیث نفس میکردم
که لااقل
یک روزی، فرزندانم، بیایند و اینجا را بخوانند و بفهمند که آن روزها، مادرمان هنگام شستن ظرفها، یا پاککردن سبزی ها با خودش چه میگفت..
کهن شود همه کس را به روزگار ، ارادت
مگر مرا که همان عشقِ اوّل است و زیادت
یاعلی